روی میز مذاکره چه خبر است و چرا به انبار شما ربط دارد؟
در شهریور و مهر ۱۴۰۵، حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک صحنه تماسهای دیپلماتیک فشرده میان ایران و آمریکا با میانجیگری قطر بود. آمریکا این تماسها را «سازنده» توصیف کرد، اما طرف ایرانی از طریق میانجیها شرطهای روشنی گذاشت: پایان جنگ در همه جبههها، رفع محاصره دریایی، لغو تحریمهای اقتصادی و آزادسازی داراییهای بلوکهشده.
برای بازار ورق استیل، مهم خودِ مذاکره نیست؛ مهم دو زنجیره اثر است: اول، محاصره دریایی میتواند شل شود یا نه، دوم، انتظارات بازار زودتر از توافق واکنش نشان میدهد یا نه.
درباره محاصره: پس از آغاز جنگ در فروردین ۱۴۰۵، آمریکا محاصره دریایی بندرهای ایران را اعمال کرد و نتیجه مستقیم آن، قطع شدن تا حد زیادی مسیر واردات ورق استیل بود. آمارها نشان میدهد در شدیدترین مرحله محاصره، ظرفیت ورود ورق استیل از مسیرهای معمول دریایی حدود ۹۰ درصد کاهش یافت. چین بهعنوان اصلیترین منبع تأمین ورق استیل ایران، بسیاری از سفارشها را در بندر مبدأ یا در مسیر متوقف کرد و محمولههای رسیده هم به دلیل مسائل امنیتی و گمرکی بهسختی ترخیص شدند.
درباره انتظارات: بازار هیچوقت منتظر امضای توافق نمیماند. همان روزهای اول که خبر مذاکرات منتشر شد، برخی گریدهای فولادی در بازار ایران با کاهش قیمت مواجه شدند. بخشی از بازرگانان خرید را عقب انداختند تا شاید نرخ ارز و هزینه تمامشده واردات پایین بیاید. همین «روحیه انتظار» خودش قیمت کوتاهمدت را تحت فشار گذاشته، اما یک خطر هم ساخته: اگر مذاکرات به بنبست بخورد، تقاضای انبارداری سرکوبشده میتواند یکجا آزاد شود و قیمت را جهشی بالا ببرد.
قیمت ورق استیل الان کجاست؟
با نگاه به قیمت های واقعی بازار ایران در شهریور ۱۴۰۵، چند سطح کلیدی مشخص میشود:
گرید ۴۳۰: ورق صنعتی ۱.۲ میلیمتر در ابعاد ۱۰۰۰×۲۰۰۰ حدود ۶۱۵,۰۰۰ تومان بر کیلوگرم و ورق نازک ۰.۳ میلیمتر حدود ۶۰۶,۰۰۰ تومان بر کیلوگرم.
گرید ۳۰۴: ورق صنعتی ۰.۷ میلیمتر در ابعاد ۱۲۵۰ حدود ۶۷۷,۰۰۰ تومان بر کیلوگرم.
گرید ۳۱۶: ورق ۱.۵ میلیمتر در ابعاد ۱۰۰۰ بهصورت رول حدود ۱,۳۰۰,۰۰۰ تومان بر کیلوگرم از گریدهای گرانقیمت بازار.
این سطح قیمت بیشتر ناشی از فشار هزینه و کاهش عرضه است، نه رشد تقاضا. محاصره دریایی هزینه حمل و بیمه را بالا برده و واردکننده ناچار است این هزینه لجستیک اضافه را در قیمت فروش لحاظ کند. همزمان، ادامه افت ارزش ریال باعث شده حتی با ثابت ماندن قیمت جهانی نیکل و کروم، قیمت اعلامی به تومان بهطور خودکار بالا برود.
نکته مهم این است که سمت مواد اولیه جهانی از ریزش شدید قیمت حمایت نمیکند. در سال ۲۰۲۶ بازار نیکل از مازاد قبلی به کمبود حدود ۳۲,۰۰۰ تنی چرخیده که دلیل اصلی آن کنترلهای معدنی اندونزی است. پیشبینی قیمت نیکل حدود ۱۷,۵۰۰ دلار بر تن با نوسان حدود ۲,۵۰۰ دلار است. قیمت فروکروم پرکربن هم حدود ۱.۳۵ دلار بر پوند است و ظرفیت آفریقای جنوبی محدود باقی مانده. این اعداد یعنی کف هزینه تولید ورق استیل چندان پایین نیست.
دو سناریو، دو استراتژی
سناریوی اول: مذاکرات به نتیجه عملی برسد، محاصره شل شود
اگر محاصره دریایی برداشته شود، مستقیمترین اثر کاهش هزینه لجستیک است. نرخ بیمه جنگ در مسیر خلیج فارس پایین میآید، خطوط کشتیرانی برنامههای عادی خود را برمیگردانند و تنش ظرفیت حمل کاهش مییابد. هزینه تمامشده واردات میتواند ۱۰ تا ۱۵ درصد پایین بیاید. در سمت ارز هم، انتظار کاهش تحریمها میتواند ریال را تقویت کند و قیمت به تومان را بیشتر پایین بکشد.
در این حالت، کسی که الان انبار را پر کرده ضرر کاغذی میخورد. اما یک نکته را نباید فراموش کرد: حتی با رفع محاصره، بازگشت نظم لجستیک هفتهها تا ماهها طول میکشد. برنامهریزی مجدد کشتیها، عادی شدن عملیات بندری و ترخیص محمولههای انبارشده یکشبه اتفاق نمیافتد. پس قیمت سقوط پلهای نخواهد داشت؛ بیشتر نزول پلهای محتمل است.
سناریوی دوم: مذاکرات به بنبست بخورد یا طولانی شود
اگر تماسها نتیجه عملی ندهد و محاصره ادامه یابد، ساختار کمبود عرضه فعلی تداوم مییابد. موجودیهایی که مصرف شدهاند بهسرعت قابل جایگزینی نیستند و ممکن است برخی ضخامتها و گریدهای خاص با کمبود موضعی مواجه شوند. در فضای ادامه فشار بر ریال، ریسک جهش دوباره قیمت ورق استیل واقعی است.
نکته ظریفتر این است که حتی اگر مذاکرات کاملاً نشکند و فقط «ادامه داشته باشد بدون نتیجه»، صبر بازار هم بهتدریج تمام میشود. خریدارانی که منتظر ماندهاند، سرانجام مجبور به برگشت به بازار میشوند و آنوقت یک موج خرید متمرکز میتواند قیمت را در کوتاهمدت بالا ببرد.
توصیههای عملی برای فعالان بازار ورق استیل
اول، بین «گرید قابل انبار کردن» و «گرید سریعالخروج» تفکیک کنید. سریهای ۳۰۴ و ۳۱۶ ارزش حجمی بالا و نقدشوندگی خوبی دارند و در دوره محاصره وارداتشان بیشترین محدودیت را داشته؛ برای بخشی از موجودی استراتژیک مناسباند. سری ۴۳۰ قیمت پایینتر و منابع تأمین متنوعتری دارد؛ بهتر است بر اساس سفارش مشتری نهایی خرید شود، نه انبار سنگین.
دوم، سطح موجودی را در ۶۰ تا ۷۰ درصد حالت عادی نگه دارید. بخشی از نقدینگی را نگه دارید تا پس از روشن شدن جهت مذاکرات تصمیم بگیرید. پر کردن کامل انبار به امید «شکست مذاکرات و گرانی» و خالی نگه داشتن آن به امید «توافق و ارزانی»، هر دو در اصل شرطبندی است، نه مدیریت ریسک.
سوم، دو شاخص پیشرو را پایش کنید. اول نرخ بیمه جنگ مسیر خلیج فارس که مستقیمترین سیگنال سختگیری یا شل شدن واقعی محاصره است؛ دوم نرخ ارز آزاد ریال به دلار؛ اگر ارز ثابت شود یا تقویت شود، یعنی بازار دارد «انتظار تنشزدایی» را قیمتگذاری میکند و میتوانید سرعت خرید را کم کنید. برعکس، اگر ارز همچنان ضعیف شود و نرخ بیمه پایین نیاید، یعنی تنشزدایی واقعی هنوز رخ نداده.
چهارم، با مشتری نهایی درباره «اعتبار قیمت» شفاف صحبت کنید. در شرایط فعلی، اعلام قیمت قفلشده برای بیش از ۳۰ روز ریسک دارد. رویکرد عملیتر، کوتاه کردن اعتبار به ۷ تا ۱۰ روز یا توافق بر «قیمتگذاری در روز تحویل» است تا بخشی از ریسک سیاسی به بیرون منتقل شود.
مذاکرات هنوز ادامه دارد و هیچکس نتیجه نهایی را نمیداند. اما برای فعال این بازار، تصمیمگیری نیاز به انتظار برای امضای توافق ندارد. چیزی که لازم دارید قدرت پیشبینی نتیجه مذاکرات نیست؛ آماده بودن برای هر دو سناریو است.








